تبليغاتX
شکوفه بی ثمر

شکوفه بی ثمر

دلم برای عزیز دلم تنگه

برای کسی که حالا قسمتی از وجودمه

برامون دعا کنید

+ نوشته شده در  جمعه 9 اردیبهشت1390ساعت 20:29  توسط تی تی  | 

آغوش

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو آرامش یافته ام

که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام

که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام

که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست

پس امانم بده

که تا ابد در دل این زیبایی

آرامش یابم

+ نوشته شده در  جمعه 15 بهمن1389ساعت 21:24  توسط تی تی  | 

بی عدالتی

من زندگی میکنم...

و تو هم زندگی میکنی...

من عاشق میشم و تو دلم قفل و زنجیرش میکنم...

تو عاشق میشی و احساس رهایی میکنی...

من از دور به تماشای عشقم میشینم ..

تو دست در دست معشوق راه میری...

من با یک بیگانه ازدواج میکنم

تو با کسی که انتخابش کردی...

من انتخاب میشم...

تو انتخاب میکنی...

من ازدواج میکنم...

تو ازدواج میکنی...

من....

تو....

 

منم می خوام مثل تو کسی رو که دلمو به لرزه میندازه رو شریک زندگیم کنم...

منم میخوام دست در دست کسی که دوستش دارم راه برم...

منم میخوام...

ولی به تماشا میشینم تا........

میشینم و منتظر به در تا یکی بیاد و منو انتخاب کنه...

 

من انتخاب میشم...

تا تو بتونی انتخاب کنی...( به هر تعداد)

 

گله ای نیست...

به این انتظار تلخ باز هم ادامه میدم...

چون من یک دخترم...

چون با منت از365 روز، روزی رو به نامم کردند...

پس شکرگذارم و گله ای ندارم...

 

میشینم تا تو انتخاب کنی و من انتخاب بشم.....

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 آذر1389ساعت 22:55  توسط تی تی  | 

آرزو

تو را چون آرزو هایم همیشه دوست خواهم داشت

به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری!

+ نوشته شده در  جمعه 5 شهریور1389ساعت 1:1  توسط تی تی  | 

مرا به خود بخوان

جاذبه ی نگاهت چون جادویی است

که لحظه ای رهایم نمی کند

و صدایت طنین دلنشین زیباترین موسیقی

که گوشم از شنیدنش سیر نمیشود

مرا به خود بخوان که برای دعوتت جان خواهم داد

و دریچه ی قلبت را برویم باز کن

که گم شدم در لحظه های تنهایی


+ نوشته شده در  سه شنبه 18 خرداد1389ساعت 16:55  توسط تی تی  | 

چشم تو

برای چندمین بار از تو گفتم


که شهر عشق تو پایان ندارد


بیادت هست زخمی بر دلم هست


که جز لبخند تو درمان ندارد


زلالی تو برنگ اشک برکه


تو با روح شقایق اشنایی


تو در ایینه سرخ غزلهام


همیشه ابتدایی انتهایی


کنار پنجره تنهای تنها


میان هاله ای از غم نشستم


تو ارایشگر چشمان موجی و


من چشماهایت را می پرستم

+ نوشته شده در  شنبه 25 اردیبهشت1389ساعت 14:36  توسط تی تی  | 

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک

شاخه‌های شسته ، باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید


برگهای سبز بید ، عطر نرگس ، رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار


با همین دیدگان اشک‌آلود

از همین روزن گشوده به دود

به پرستو، به گل، به سبزه درو

به شکوفه، به صبح‌دم به نسیم

به بهاری که می‌رسد از راه

چند روز دگر به ساز و سرود

ما که دل‌های‌مان زمستان است،

ما که خورشیدمان نمی‌خندد،

ما که باغ و بهارمان پژمرد،

ما که پای امیدمان فرسود،

ما که در پیش چشم‌مان رقصید

این همه دود زیر چرخ کبود


سر راه شکوفه‌های بهار

گریه سر می‌دهیم با دل شاد

گریه‌ شوق با تمام وجود…

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اسفند1388ساعت 20:28  توسط تی تی  |